۞ ۞ فرهنگی ۞۞
وبلاگ شافاقلر
فرهنگی فضول باشی شعر اوشاقلار آشنایی با بزرگان ترفندهای ویندوز دانلود ادبیات آذربایجان پست الكترونيكي صفحه اصلي
جستجو

تبليغات


پند

 

پیرفرهنگ آذربایجان بیت‌اله جمالی

 

معلم بداند که بنیان‌گذار آینده است . اگر با تنبیه بدنی و یا نیش زبان ، شخصیت اطفال را تحقیر کند و در مدرسه اطفال را تو سری خور بار آورند جامعه آینده را اشخاص بی‌شخصیت و تو سری خور و عاجز از هر نوع اظهار نظر صحیح و صریح بار آورده است . وقتی افراد یک کشور از بیان حقیقت عاجز شدند بر تعدی و تجاوز اشخاص متعددی خواهد افزود . چنین افرادی برای نیل به مقصود جز تملق راهی پیدا نخواهند کرد . عوض اینکه به شخصیت و نیروی اخلاقی خود متکی شده ترقی و پیشرفت خود را بر اساس کار و کوشش استوار و تنظیم کنندموفقیت را از راه تملق و قبول هر گونه خواری و پستی و خقه بازی تامین خواهند کرد .

 

گوشه‌ای از مقاله پژوهشی نشریه حیدر بابا شماره 150  دهم بهمن سال 1385  در مورد فرهنگی با سابقه بیت‌اله جمالی.

 

 

 


حكيم
 

لوگوی سايت

 

 


همكاران

مدیر سایت: رحیم قابل نژاد

ايميل ناظر

ايميل مدير


 
 

 


لينكدوني

درخواست همكاري

 

سلام دوستان عزيز

لطفا" براي بهبود اين سايت هرگونه مطلب - عكس -  لينك  سايت ونظرات را به ايميل مدير ارسال كنيد در ضمن مطالب ارسالي به نام شخص فرستنده در سايت بار گذاري خواهد شد .در صورت مايل بودن مي توانيد عكس خود را نيز ارسال كنيد.

با تشكر  مدير

amir@dfiyuozat.com   


تبليغات

 

 


صفحات

 

 


 زلزله

چگونه مي‌توانيم با بكارگيري امكانات ساير  نهاد هاي دولتي فعاليتهاي حرفه و فن را بهبود ببخشيم

چکیده

با توجه به سن دانش آموزان و محتواي درس  حرفه و فن و با توجه به اينكه كارهاي عملي مهمترين بخش اين درس را تشكيل مي‌دهد هميشه باید سعي كرد با شگردهاي مختلف دانش آموزان را به كار هاي عملي علاقه مند كرده و شادابي لازم را براي فعاليت آماده  سازم و در اين كار در بيشتر اوقات نيز پيشرفتهايي شده است . ولي در مورد بخشهاي بهداشت و درمان اقداماتي كه منجر به كسب تجربه و ايجاد علاقه به اين بخش و سلامتي اقدام مهمی انجام نشده است. در سال تحصيلي  86-85  با هماهنگي اداره آموزش و پرور ش ناحيه  يك  و  سازمان هلال احمر،  استان مي  توانيم  با  همكاري دبيران حرفه و فن ، مديران و  دانش آموزان از فضاي موجود در درس حرفه و فن و آمادگي دفاعي دوره راهنمايي استفاده و كليه دانش آموزان را در مقابل حوادث غير مترقبه آماده كرد با توجه به ايجاد فضاي آرام و انجام كارهاي جنبي خاطره اي به يادماندني در ذهن دانش آموزان به يادگار بگزاريم بخصوص  با  زحمات و همكاري دلسوزانه  رياست محترم و مسئول راهنمايي ناحيه يك تبريز  در موفقيت اين تلاش موثر خواهد بود .

 

مقدمه توصيف وضعيت موجود

دوران نوجواني كه مصادف با مقطع راهنمايي تحصيلي است  با تحول  جسمي و روحي دانش آموز قرين است  مي‌خواهد از كودكي فرار كرده  و خود  را  بزرگ  جلوه  داده و خودي نشان دهد و درايت و كارآيي خود را به ديگران  بنماياند. سرشار از انر‍‍ژي و فعاليت است به شخصيت خود بسيارحساس بوده و نسبت به سرزنش و پرخاش عكس ا لعمل نشان  مي دهد. بايد اورا هدايت نموده و فضاي لازم براي ابراز وجود را به وي داد تا درچهارچوب فعاليت و آزمون و خطا  و كسب تجربه ضمن تخليه انرژي براي زندگي آينده  آماده شود.بيش از 90% بي نظمي هاي دانش آموزان را مي توان از اين طريق كنترل كرد.

درس حرفه و فن داراي تنوع بسيار است ولي با وجود تدوين كتاب درسي مناسب ابزار و امكانات لازم به اندازه اندك بوده و در برخي مدارس اصلاً وجود ندارد و در صورت تهيه ابزار و مواد كارگاهي هزينه كلاني مي طلبد. لذا با توجه به اينكه آموزش در محدوده مدارس انجام مي گيرد فعاليت عملي كه تنها ابزار خوش آيند دانش آموز است در 99% مدارس تعطيل است. 

در كتاب حرفه و فن سال  سوم ودرس آمادگي دفاعي بخشهاي مربوط حوادث غير مترقبه و بهداشت و درمان و كمكهاي اوليه وجود دارد. ايجاد امكانات لازم براي فعاليتهاي عملي و آموزش و حفظ بهداشت و سلامتي و ايجاد فرهنگ لازم براي حفظ محيط زيست ضروري بنظر مي رسد. كه تامين اين امكانات در مدارس مشكل است اما سازمانها و اداراتي هستند كه در اين رابطه فعال بوده و داراي تجهيزات و امكانات فوق العاده مي‌باشند مانند سازمان هلال احمر ، امداد و نجات و سازمان آتش نشاني  ، كه لازم است  از اين پتانسيل استفاده كرد بخصوص كه دولت تصميم گرفته كليه افراد جامعه را در مقابله با حوادث غير مترقبه آموزش دهد.

ايران يكي از مناطق زلزله خيز دنيا است و هر چندسال منطقه اي دچار حادثه طبيعي زلزله شده و دهها هزار نفر جان خود را از دست داده و صدها هزار نفر دچار نقص عضو و خانه و كاشانه خود را از دست مي دهند براي  كم كردن تلفات علاوه بر مقاوم سازي بنا ها افراد نيز راه مقابله با اين حوادث را بايد فرا گرفته و خود را با آن آماده سازند . سازمان هلال احمر ، امداد و نجات و سازمان

- از طرف اداره آموزش و پرورش مسئول اجراي طرح تعيين گردد تا هماهنگي لازم با نهادهاي مربوطه انجام دهد .

2- در هر ترم 51 ساعت تدريس حرفه وفن انجام مي‌گيردكه 6ساعت ( دو هفته ) براي اخذ امتحان و یا تعطيلي منظور می‌شود.

3- از 45 ساعت مانده حداقل 16 ساعت فعاليت كارگاهي و عملي انجام مي گيرد .

4-  با هماهنگي مسئول اجراي طرح و دبير مربوطه در ساعات كارگاهي، آموزش امدادگري انجام مي گيرد.

5- تنظیم پیشرفت تدریس کتاب و انجام سایر فعالیتهای دانش‌آموزان توسط دبیر مربوطه به صورت طرح درس انجام می‌گیرد.

6- برنامه مدرسه باید طوری تنظیم شود گارگاه در زمان تدریس درس حرفه و فن باز باشد تا نیازهای تدریس برآورده گردد و کلاسهای امداد گری   در غیر ساعات زمانهای کارگاهی انجام می‌شود چون در این آموزشها به وسایل و ابزار کاگاهی نیازی نیست.

7- پيشنهاد مي شود از بين 12 نمره عملي مستمر و يا 12 نمره عملي امتحاني  يكي به اين منظور در نظر گرفته شود و براي كم كردن استرس و ايجاد علاقه مندي شرط اخذ نمره از اين دوره نظم و ترتيب و عدم غيبت در نظر گرفته شود . با توجه به اينكه گواهي پايان دوره صادر مي شود مشكل يادگيري نخواهد بود.

 8- كليه كلاسهاي اسوم دخترانه و پسرانه دوره راهنمايي می‌توانند از اين آموزشها بهره‌گيرند   در نتیجه در چند سال آینده تمام فارغ التحصیلان آموزش و پرورش امدادگر خواهند بود و در صد بالایی از تلفات انسانی حوادث غیر مترقبه کم خواهد شد .

9- براي اجراي اين طرح لازم است برنامه درسي حداكثرتا10 مهر ماه آماده شود و مديران مدارس درشوراي مديران توجيه گردند و مسئول طرح با تك تك دبيران هماهنگي لازم را به عمل آورد

مزاياي اين طرح:

1-هيچ هزينه اي براي مدارس تحميل نشده وممكن است امكاناتي نيز جذب مدرسه شود و هزينه هاي كارگاهي در ساير قسمتهاي مورد نياز هزينه مي شود.

2- فعاليتهاي كارگاهي كيفيت بالايي خواهد داشت.

3- دانش آموزان كه نمايندگان خانواده ها هستند در برابر حوادث احساس آمادگي كرده و اعتماد به نفس آنها بالا خواهد رفت و با توجه به احساس ايمني بخشي از استرس و فشارهاي رواني كم خواهد شد.

4- در برنامه عادی مدارس هیچ خللی ایجاد نشده و تداخل بوجود نخواهد آمد.

5- با توجه به صدور گواهي پايان دوره در آينده در خدمت نظام وظيفه و بعضي از فعاليتهاي اجتماعي، دانش آموز از امتياز لازم برخوردار خواهد بوداز این موضوع برای ایجاد انگیزه می توان استفاده کرد.

6– استفاده از امكانات ساير نهادها ي دولتي در آموزش.

7-يادگيري و كار كردن آسان است.

8– تغيير و تحول و ايجاد تنوع در آموزشهاي عملي.

9-آشنايي بانهادهای اجتماعی و وظایف انها.

10–ايجاد نظم وانضباط اجتماعي.

11 –بالا بردن كيفيت آموزشي.

12-شركت در آباداني و توسعه شهر.

13- ايجاد حس مسؤليت نسبت به محل زندگي.

14-ارتباط بدون واسطه با مسؤلين.

15–ايجاد ارتباط عاطفي و جلب اعتماد دانش آموزان با سپردن كار مفيد.

گردآوری اطلاعات (شواهد یک)

گوشه‌‌ای از مطالبی که در رابطه با درس حرفه و فن و کارهای عملی آن معمولاً بیان می‌شود:

-    حرفه و فن درسی است که بیشتر نمره آن دست معلم است اگر در کتبی از 8 نمره 5 هم بگیرم قبول می‌شوم.

-   بیشتر دانش آموزان کارهای عملی توسیه شده را در منزل، خود انجام نمی‌دهند و به دست پدر و مادر و  یا سفارشی انجام می‌گیرد.

-   شکایت اولیا از تهیه وسایل کارگاهی و ساخت آن در منزل که منجربه اتلاف وقت و دردسر در خانه می‌شود بدون اینکه دانش آموز چیزی یاد بگیرد.

-        گلایه دانش‌آموزان که دبیران حرفه و فن چیزی برای ما یاد نمی‌دهند.

-   کار عملی خیلی بد است قطعه کار را خراب و آنرا شکستم و معلم هم به من نمره صفر داد.

-   و یکی از مشکلات که در انجام کار عملی در مدرسه وجود دارد آوردن مواد لازم توسط دانش‌آموز است که عده‌ای آنرا آماده ولی فراموش می‌کنند که به مدرسه بیاورند و عده‌ای هم محل تهیه آنرا نمی‌دانند و سایر مشکلاتی که انجام کار را دشوار می‌کند بخصوص فعالیت عملی بخش کشاورزی.

فعاليتهاي عملي در كارگاهها جدي گرفته نمي شود معمولا افرادي كه قادر به انجام وظايف محوله نيستند و از سيستم عصبي نا مناسبي برخوردارند به متصدي آزمايشگاه و كارگاه منصوب مي شوند .

- دليل ديگري كه انجام كار هاي عملي را مشكل مي كند بالا بودن هزينه تهيه ابزار و مواد لازم است و اينكه هر از چند گاهي بروز كردن آنها هم دشوار ي هايي دارد.

- مسئله ديگري كه تدريس حرفه و فن را مشكل مي كند نبود مسئول كارآمد در ادارات است در بسياري از موارد متصدي مربوطه تخصص لازم را ندارد و تجهيز كارگاهها را نوعي اسراف دانسته و چون آگاهي اجتماعي و علوم تربيتي را ندارد پتانسيل موجود در سيستم دولتي و بخش خصوصي را ناديده گرفته و يا اصلاً وجود آنرا نمي دانند.

در نظر خواهي از اوليا دانش آموزان از اينكه آماده كردن امكانات كار دانش آموزان عملاً كارايي لازم را نداشته و مشكلات زيادي را براي خانواده به وجود مي آورد، كار پدر و مادر آموزش اره كاري ، سيم كشي و غيره نيست در اين صورت مدرسه براي چيست ؟ هزينه لازم را از دانش آموز اخذ و در مدرسه زير نظر دبير مهارتهاي عملي را فراگيرند .

تجزیه و تحلیل و تفسیر داده‌ها

براي اينكه فعاليتهاي عملي مطابق با علاقه دانش‌آموز انجام گيرد معمولا نام تعدادي از آنها را در كلاس ارائه مي نمايم كه به ترتيب علاقه، آنها را بنويسند و در طول سال به نوبت آنها را انجام مي‌دهيم.

1-   الكترونيك 2- درخت كاري 3- امدادگري 4- سيم كشي .................... 10 توربافي.

در مقدمه هر كار سوالاتي مي شود مثلا فايده امداد گری و کمکهای اولیه در هنگام زلزله و سایر حوادث  چيست؟ و پس از آمادگي ذهني فعاليت انجام مي شود.

با توجه به شرايط سني و قدرت بدني، نوع و سطح علمي كار عملي تعيين مي شود:

 مهمترين مشكل در كار گاهها بدين شرح است:

  1- استرس بخاطر نمره.

2-   عدم تمركز ذهني دانش آموز به علت رشد مغزي آنها.

 امتياز فعاليت عملي در صورت آماده بودن امكانات: وجود رقابت طبيعي بين نوجوانان جهت ابراز شخصيت و برتر نشان دادن خود است .

 به همين علت كار عملي بايد در شرايط آرام بدون استرس و كارهايي كه نياز كمتري به تمركز داشته باشد انجام گيرد و نمره به كساني منظور شود كه بي نظمي نكرده و كار عملي را انجام دهند، نتيجه كار مهم نيست . با توجه به اينكه نوجوان با ديگران دررقابت طبيعي به سرمي برد سعي مي‌كند كار خودرا بهتر از ديگران انجام دهد چون فشار رواني وارد نمي شود نتيجه كار مثبت و يادگيري خوب خواهد شد.

 در ميان فعاليتهاي عملي آموزش امدادگري و درخت‌كاري در اولويت و كارهايي مثل ساخت كيت هاي الكترونيكي و سيم كشي مورد علاقه دانش آموزان است.

انتخاب راه جديد موقتی

 ضمن ارتباط با مسؤل سازمان هلال احمر ، امداد و نجات و سازمان آتش نشاني  و بيان اهداف آموزشي آنرا شرح داده و با استقبال خوب مسئولین مربوطه موافقت اوليه كسب گردد.

(مسئله در خواست  استفاده از كارشناسان و امكانات سازمان جهت آموزش امدادو نجات و كمكهاي اوليه و آمادگي در مقابل آتش‌سوزي و راه مقابله با آن به دانش آموزان)

با تصويب شوراي مدرسه تقسيم كار انجام گرفت:

1- مسئول طرح واجرا «رحیم قابل‌نژاد»

2-مسئول هنري براي ضبط وثبت تصويري مراحل كار «ناصر الدین علی اصغر‌زاده مهرامی» 

مراحل اجراي طرح  به همراه مصوبه شوراي مدرسه وپس از كسب موافقت و حمايت رئيس اداره آموزش وپرورش ناحيه يك تبريز آماده شده و رحیم قابل‌نژاد به عنوان مجري و هماهنگ كننده از طرف اداره آموزش و پرورش ناحيه يك تبريز به مراكز مربوطه تعيين و كتباً طی نامه شماره 906/25305- 21/5/85 معرفي شد.

موافقت و دستور اجراي طرح از طرف رييس گروه مطالعات و هماهنگي امور

 ايمني و باز سازي استانداري  طي نامه شماره:

 79028/7103-1385/9/28

 

موافقت سازمان هلال احمر طي نامه شماره:

 301/9115--85/10/13 

اجراي طرح جديد و نظارت بر آن

تنظيم برنامه عملي :

1- در تابستان 85 اولین اقدام در يكي ازجلسات شوراي دبيران حرفه وفن  با طرح موضوع همكاري آنها را در اجراي طرح خواستار شده که با استقبال اکثریت همکاران مواجه گشت و همگی آمکادگی خود را جهت هر‌چه بهتر عملی شدن طرح اعلام نمودند و راهنماییهای لازم به نحوی انجام شود که کلیه دبیران توجیه کامل شوند.

2 - در مهر ماه پس از تنظيم برنامه هفتگي دبيران  از اول آبان ماه  در زمان معمول مدرسه( به غير از روزهاي تعطيل) در ساعات كارگاهي درمعيت دبير حرفه وفن آموزش انجام ميگيرد.

3- پيشنهاد می شود  براي ايجاد انگيزه  نمره عملي  با توافق دانش آموزان براي هر نوبت فعاليت 12نمره در نظر گرفته شود و شرط اصلي اخذ نمره  رعايت  نظم و ترتيب و حفظ امنيت  خود و ساير دانش آموزان مقرر شود.

4- وسايل لازم از طرف نهاد هاي مربوطه در اختيار دانش آموزان قرار گيرد.

تجدید نظر و دادن گزارش نهایی

براي انجام چنين طرحهاي مفيد در مناطق آموزش و پرورش مسئول تمام وقت و علاقه مند بايد انتخاب گردد كه هماهنگي مدرسه را با نهادهاي مرتبط ايجاد كند.

آموزش و پرورش تنها وظيفه مدرسه نيست بلكه جامعه نيز مسئول آموزش دانش آموزان محسوب مي‌شود.

 

رحیم قابل نژاد

دبير   باز نشسته ناحيه يك تبريز

حرفه و فن

     www.dfiyouzat.com ::   

 ناغيل

 

او شلوخدیر

مکتب ده سس اولماسا دارخارام ، شلوخلاری تانرام راهنمایی ایکینجی صنف ده دیبده سس وار ، باخرام  یاشار اطرافنداکی لارا  توخونور بیری نین قولاغین چکیر ،اوبیر نین دفترین یازیر و .........بوشلوغ درسه مزاحم دیر صندلی نن تابلو آیاغینا کتیردیم شلوغ الئمسین ، بیر آز راحات اوتوروب یواش بیر گچ اله  کئچیردی بیر یانلی اوتوروب تابلو گوشه سینده گچی دولاندرردی ، گوز آلتی  باخیب  بیر شئی دوشونمدیم ، آما یولداشلاری اونا  باخیردلار و اونی   اله ورمسینلر ساکت  اوتورموشتلار ، گوزلر کی ساکن اولابیلمز ، باخیش لار خوش دی، بیری اوجادان سسلندی آقا یاشار تابلو دا قارتال رسم ائلدی ، یاخینلاشیب قره تابلو دا آغ گچلن بیر قوش رسم اولموشدی روح اولسیدی اوچاردی ، یئرینده قالدی ، ددیم دورآیاقا ، معلم دفترین آچیب نمره لرینه  باخدئم  18  آلمشدی، سسلندیم یاشار واقت قورتولونجا هر بیر قوش رسمینه بیر نمره نین 4/1 آلابلرسن ،سوینیب رسمه باشلادی منده ایشیمین دالی سن توتتوم ، سگیز قوش رسمی چکیب دوردی تابلو بیر حیوانات باخچاسینا دونموشدیر ددیم گچی یره  قوی ،اللریوی منه گوستر اللرینه  باخدیم  ایستردیم  او اللرده  قلم و فرچا اولسون اما قلم یرینه  او اللره یوزلر آغاج و شالاق دیئر نیه کی او شلوخدیر .

 رحیم قابل نژاد

        www.dfiyouzat.com ::     

 پوريم

 پوريم

 

تمدن آدمي هول ‌‌آورتر و خشن تر از کشتار ايرانيان در‌ماجرای پوريم ثبت نکرده است

 تاريخ حکايتی خون بارتر از حوادث سال های تسط داريوش بر ايران و شرق ميانه به ياد ندارد و تمدن آدمي هول ‌‌آورتر و خشن تر از کشتار ايرانيان در‌ماجرای پوريم ثبت نکرده است: عيد و روزی که بنا بر صريح تورات، يهوديان با اجازه‌ی داريوش و با تصميم و تدارکات پيشين، اقوام ايرانی ساکن اين سرزمين را قتل عام می‌کنند. ماجرای اين کشتار بی حساب غيربشری، که هستی چند هزاره ی بوميان ايران را در خون وخرابی غوطه ور کرد، عامل اصلی توقف تمدن شرق ميانه و به ويژه سبب انهدام کامل و‌مطلق پيشينه‌ی درخشان ايران کهن شناخته می‌شود.

 اقدام يهوديان در انهدام برنامه ريزی شده، منظم، ناگهانی و سراسری بوميان ايران، پيش و بيش از همه، به علت مخالفت و مقابله‌ی وسيع اقوام کهن ايران، با تسلط وحشيان هخامنشی بوده است، که وسيله‌ی يهوديان حمايت، رهبری و راه نمايی می شده اند و خود از دل بستگی عميق و‌‌‌گسترده ی اجداد و اعقاب ايرانيان نسبت به هستی ديرينه ی خود حکايت می کند، که برابر الگوی شرقی تمدن دره های سند، خلاف يهوديان، در همزيستی کامل با همسايگان خويش می زیسته اند، دولت های اقتدارگرا با ساخت نظامی و در نتيجه آمادگی دفاع کامل در برابر هجوم را نداشته اند و با سود بردن از امکانات اطراف، در مسيری طبيعی رشد می کرده اند. متن کتيبه‌ بيستون سند بی‌خدشه‌ مستقيم و مطمئنی است که می‌گويد پس‌از سلطه داريوش بر‌ايران، ساکنان اين سرزمين، با همان امکانات اندک نظامی خود، حتی دمی او را آسوده نگذارده اند و در يک اقدام هماهنگ دفاعی ناگزيرش کرده اند که بی وقفه با شورش‌های سراسری و مکرر ساکنان کهن منطقه مقابله کند، دفاعی که درست به علت فقدان ابزار و امکانات و نخبه های آموزش ديده ی نظامی، علی رغم تعدد و گستردگی، در برابر خشونت ذاتی متجاوزين هخامنشی، مديريت عقلی و تاثير مخرب عوامل نفوذی يهود، شکسته می شده است.

 هنوز متن اين کتيبه ارزيابی نظامی نشده تا وسعت پايداری اقوام ايرانی برابر تجاوز خونين و مشترک ?يهودی - هخامنشي? معلوم شود، اما سراسر بيانيه ی ‌‌بيستون به وضوح معلوم می‌کند که داريوش، علی رغم توسل به حيوانی‌ترين خشونت‌ها، باز هم در آرام و مطيع کردن مردم ايران موفق نبوده است، زيرا سراسر سه ستون از پنج ستون متن موجود بر سنگ نبشته‌ی بيستون، به شرح سعی او در سرکوب پياپی مردم سراسر ايران و بين‌النهرين منحصر شده است، که به دفعات عليه او شوريده‌اند. پاسخ خشن و حيوانی داريوش به اين مقاومت‌های مداوم، که در آن کتيبه به صورت بريدن گوش و دماغ، کندن چشم و بر دار کردن سرداران و سران اقوام توصیف می شود، به خوبی معلوم می کند که رذالت داريوش در ساخت فضای وحشت و عقوبت، جز به نفرت و ايستادگی عمومی ايرانيان نيافزوده است.

 ?هنگامی که گئوماتا را کشتم، مردی به نام آسينه پسر اوپدرمه در عيلام شورش کرد. سپس تمام عيلاميان شوريدند و به آسينه پيوستند. آسينه را گرفتند و به نزد من آوردند، من او را کشتم... يک مرد بابلی به نام ندين تبيره پسر آينايره در بابل شورش کرد. تمام بابليان با ندين تبيره همدست شدند. من خود به بابل رفتم و به خواست اورمزد، هم بابل و هم ندين تبيره را گرفتم و سپس ندين تبيره را در بابل کشتم... همان زمان که در بابل بودم اين مردم عليه من شوريدند: پارس، عيلام، ماد، آشور،‌ مصر، پارت، مرو، ستغيديان، سکاييان... دستور دادم برويد و آن هايی که مرا نمی خواهند درهم بکوبيد. فرورتی را دستگير کردند و به سوی من آوردند.

 بينی، گوش ها، زبان او را بريدم، يک چشم اش را درآوردم و بر درگاه من بسته شد تا مردم و سپاهيان ببينند و آن گاه به مقعد او تير فرو کردم و سرانجام در درون اکباتان به دارش زدم ?. (پی ير لوکوک، کتيبه های هخامنشی، ترجمه کتيبه ی بيستون، گزيده ی مختصر شده) اجرای چنين سبعيت هايی برای ترساندن و آرام کردن و تسليم مردم شرق ميانه، در کتيبه ی بيستون ۱۹ بار تکرار می شود، که داريوش برای تاريخ تعريف کرده است در مقعد سرداران مقاومت اقوام ايرانی تير فروبرده، بينی و گوش شان را بريده و چشم شان را کنده است!

 اما سرانجام و آن گاه که بی‌حاصلی چنين سلاخی ها و وحشيگری ها نيز به علت وسعت مقاومت ها برملا می شود، چنان که در کتاب استر تورات ضبط است، يهوديان به رهبری مرد‌خای، خواهان صدور دستور قتل عام و هجوم ناگهانی به دشمنان خويش در سراسر خطه ی تصرفی هخامنشيان می‌شوند و از پس دريافت اين دستور، با شناسايی پيشين، انبوه يهوديان جا خوش کرده در ميان بوميان سراسر ايران، مستقيما و به صورت گروهی، به نسل کشی کامل و قتل عام مردم ايران دست می‌زنند و با به کارگيری سبعيت بسيار، سرانجام بر دفاع و استقامت ايرانيان، با انهدام زيربنای هستی آنان، غلبه می کنند. يهوديان هنوز هم آن نسل کشی سراسری و وسيع را، به عنوان روز سپاس گزاری، روز امحاء دشمنان يهود و روز ?پوريم? جشن می‌گيرند، بسياری از يهوديان اروپا و آمريکا به جای پوريم، اين مراسم را جشن ?ايرانی کشي? می نامند و عجيب است که تا پيش از اين بررسی ها، هيچ مورخی از خود نپرسيده است که چرا يهوديان در آغاز تسلط هخامنشيان چنان مورد نفرت اقوام ايرانی بوده اند که اجرای توطئه ی براندازانه ی پوريم را برای بقای خود و هخامنشيان، ضروری ديده اند؟!

 ?اين فرمان پادشاه به يهوديان تمام شهرها اجازه می داد که برای دفاع از خود و خانواده های شان متحد شوند و تمام بد خواهان خود را از هر قومی که باشند بکشند. در سراسر مملکت يهوديان در شهرهای خود جمع شدند تا به کسانی که قصد آزارشان را داشتند حمله کنند. همه مردم از يهوديان می ترسيدند و جرات نمی کردند در برابرشان بايستند. تمام حاکمان و استان داران، مقامات مملکتی و درباريان از ترس مردخای به يهوديان کمک می کردند زيرا مردخای از شخصيت های برجسته ی دربار شده بود و در سراسر مملکت شهرت فراوان داشت و روز به روز بر قدرت اش افزوده می شد. به اين ترتيب يهوديان به دشمنان خود حمله کردند و در سراسر مملکت آن ها را از دم شمشير گذرانده و کشتند?. (تورات، کتاب استر، باب نهم) تورات و ديگر اسناد تاريخی مورد تاييد يهوديان، گواهی می دهد که سه قرن پيش از تسلط داريوش، و از پس حمله‌ی آشوريان به اورشليم و نيز در پی تخريب اورشليم به وسيله ی بخت النصر، پنجاه سال پيش از ظهور داريوش، دسته‌های بزرگی از یهوديان به ايران رانده و تبعيد شده ‌اند.

 آن‌ها در اين دوران دراز، مطابق خلق و خو و شيوه و سرشت و منش هميشگی خود، پيوسته مشغول شناسايی ويژگی‌ها، نقاط قوت و ضعف و نيز شخصيت‌های کارآمد و کارساز، توانگران، قهرمانان، دلاوران، مديران، توليدگران، استاد کاران، صاحبان پيشه و انديشه، سازمان دهندگان و به طور کلی اشخاص و خانواده هايی بوده‌اند که چهارچوب و اسکلت و زيربنای استقرار و دوام و بقای اقوام بر دوش آنان قرار داشته است. چنان که معلوم است يهوديان با شناسايی پيشين اين مهره‌های اصلی استقامت و استقرار بومی، پس از دريافت مجوز تجاوز و نسل کشی از سوی داريوش، با برچيدن و حذف اصلی‌ترين مهره‌های حيات هر قوم و تخريب زيربنای تمدن آن‌ها، موجب نابودی و پراکندگی اقوام متعددی در سرزمين ايران شده‌اند، چندان که پس از ماجرای پوريم، از ده‌ها ملت نام‌دار و صاحب اقتدار و توليدگر ايرانی، جز کلنی های کوچک گريخته به بلندی‌ها و جنگل‌ها و اعماق صحاری، و جز صد ها و هزاران تل و ويرانه ی ناشکافته ای که هر يک شاهدی بر سقوط ناگهانی تمدن ايران کهن در زمانی واحد است، نام و اثری به جای مانده نمی بينيم و آثار آن تمدن و توليد و هنر و انديشمندی ديرين ايرانيان، تا ظهور اسلام، نامعين و مفقود است.

 اينک و فقط از فحوا و بر اساس متن سه سنگ نگاره‌ی به جای مانده از داريوش، بر بدنه‌ی ديوار جنوبی صفه‌ی تخت جمشيد (Dpe)، بر کتيبه‌ای در شوش (Dse)، و بر گور نبشته‌ی او در نقش رستم (DNa)، برمی‌آيد که به زمان تسلط داريوش بر ايران و بين‌النهرين، پس از کودتای مشهور او عليه فرزندان ضد يهود کورش، با نام‌های کمبوجيه و برديا، لااقل و به اعتراف و برابر فهرست ارائه شده از شخص و زبان داريوش، اقوام و بوميانی با اسامی زیر در شرق ميانه حضور داشته‌اند : اوژه، بابيروش، اثوره، اربايه، مودرايه، سپرده، مدی ها، کت پتوکه، پارثوا، زرنکه، هرايوا، واررنی، سوگود، گندار، ثته گوش، هروواتیش، مکه، اوس کی هيا، اوتا، دهياو، اسه گرته، ادويندوش، کوشيا، کرکا، مچيا، پوتايا، داريتی، اکئومچيا، رخج، مريه، باختريش و سکه‌ها! اسامی اين سی و دو ملت موجود در سنگ نبشته‌های داريوش، بزرگ‌ترين دليل حضور آن‌ها در تاريخ و در شرق ميانه است. اين اسامی نه اشاره ای به جغرافيايی محدود، بل اعتراف به حضور قومی قدرتمند است که داريوش غلبه ی بر آنان را تنها به مدد اورمزد ميسر دانسته است.

 لااقل اين اقوام توانايی و قدرت و امکان مقاومت و دفاع از استقلال خويش را به آن ميزان داشته‌اند که ذکرشان در يادداشت‌های سياسی داريوش ضروری شود. اما از پس داريوش و درست تر اين که از پس ماجرای پوريم، تاريخ ديگر اثر و يادی از اين اقوام ارائه نمی دهد، اسامی اين بوميان کهن ايران در هيچ صحنه و سندی تکرار نمی‌شود، تمامی آن ها را از عرصه‌ی تاريخ حذف شده می بينيم و به هيچ صورتی ذکری از اين مردم و قوم و سرزمين شان، بر زبانی نمی گذرد! فقدان کامل ياد اين اقوام، در اسنادی که می گويند به دوران اشکانی و ساسانی متعلق است، از برچيده شدن بنيان بوميان ايران کهن به ميزانی خبر می دهد که گويی به تمامی از حافظه ی تاريخ زدوده شده اند و از حد توحشی می گويد که اتحاد ميان خشونت هخامنشی و توطئه گری يهود بر شرق ميانه ی باستان جاری کرده است. امروز پس از گذشت ۲۵۰۰ سال از آن مصيبت ملی، که ايرانيان در توطئه‌ی جنايت کارانه ی ?پوريم? دچار شدند، ديگر نمی‌دانيم کته پتوکيايی‌ها، اوس کی هيايی‌ها، مچياها،ا کئوفچياها، رخجی‌ها، کرکايی‌ها، اسپرده‌هايی‌ها، و ده‌ها نام ديگر، اشاره به کدام قوم بوده است، در کدام خطه‌ی ايران می‌زيسته‌اند، چه ظواهر تمدنی و توانايی تاريخی داشته‌اند، با چه زبانی گفت‌وگو می‌کرده‌اند، تابع چه دين و خدايی بوده‌اند و در چه صنعت و هنری آوازه داشته‌اند؟

 از اين بابت سرنوشتی که يهوديان با کمک بازوی نظامی و خشونتگر هخامنشيان دست پرورده‌ی خويش، برای ايرانيان رقم زده اند، از سرنوشتی که مردم بين النهرين بدان دچار شدند، بسی انتقام جويانه تر و خون بار تر بوده است، زيرا که تاريخ به هر حال بابليان و آشوريان و سومريان و آرامی ها را می شناسد، نشانه های آنان را در ذهن نگاه داشته و از محدوده ی جغرافيايی حيات و حضورشان چيزهايی می داند، ولی معلوم نمی کند که فی المثل ?مکاها? و ?مچياها? به چه کسان و در چه اقليمی اشاره می کند!

 برابر صورت ظاهر و برنامه‌ريزی‌های آشکار و پنهانی که مورد نظر مراکز و مقامات مسئول در ۸۰ سال گذشته بوده است، بدون ذره ای ابهام قانع می شويم که بازشناسی و بازيافت اين اقوام و بوميان کهن ايران را در دستور کار هيچ مرکز دانشگاهی، مقامات کشوری و سازمان‌های اداری قرار نداده اند و کسی برای ديرين شناسی مثلا ?ثته‌گوش‌ها? ذره‌ای اهميت و اصليت و ارزش قائل نيست و پيداست مهار اين امور را به نام گذاری و تحليل و شناسنامه نويسی های همان مورخين يهود سپرده اند که به شمارش دانه‌های گردن بند، تعداد طره‌های گيسو و شکل و شمايل تاج‌های هخامنشيان و اشکانيان و ساسانيان دروغين، با اطوارهای نمايشی دل آشوب کن بسنده کرده‌اند و اگر به تصادف و در اثر سعی حفاران و مکتشفين و بوميان گنج ياب، ناگهان مرکز بزرگی از صنعت و هنر و تجمع انديشه ورزانه را، مثلا در جنوب ايران بيابند، تنها و از آن روی که اين مرکز در حوالی شهری به نام جيرفت کنونی قراردارد، ناگزير و از سر نادانی آن را تمدن جيرفت می شناسند و کسی قادر نيست و نمی‌خواهد معلوم کند که اين تمدن جيرفت در حيات کهن خويش، کدام يک از نام‌های برشمرده‌ی داريوش را بر قوم و تمدن خويش داشته و زمان و سبب سقوط هستی آنان چه بوده است!

 زيرا بدون اندکی ترديد و با يقين کامل و اطمينان مطلق می توان گفت که هر کاوش و کنکاش دقيق و مطمئن و ملی، در بقايای مخروبه های تاريخی ايران، به طور مسلم اثبات خواهد کرد که سقوط و فروپاشی و انهدام تمامی آن ها، با زمان ظهور هخامنشيان در بين النهرين و ايران برابر و همزمان بوده است! اينک می‌توان با اسناد و استناد های بسيار، مدعی شد که يهوديان در هجوم کينه توزانه‌ی خود به بوميان آرامش و استقلال طلب ايران، که با تسلط وحشيان هخامنشی و راهبران يهودی آن ها مخالف بوده اند، در ماجرای پوريم و با اجازه داريوش، در يک اقدام خبيثانه و کثيف نظامی از پيش طراحی شده، و در غافل گيری کامل، اقوام مسالمت جوی بسياری را از مسير تاريخ ايران و شرق ميانه روبيده‌اند. مصيبت و افسوس و مسئله اين جاست که در باور کنونی و موجود، ايرانيان اين بزرگ‌ترين بنيان برافکنان هويت ديرين خود، يعنی هخامنشيان را، در جای بنيان‌گذاران هستی و هويت و تمدن کهن خويش نشانده اند و تسليم توطئه ای شده اند که به همت و پشتکار مشتی مورخ يهود و روشنفکران بی‌هوش خدمتگزار آنان ميسر شده و به راستی چنان است که گويی بر پای تاريخ شرق ميانه، نعل وارونه کوبيده‌اند!!!

 

ا

پور پيرار

    ...     www.dfiyouzat.com ::      

افغانستان

زبان و خط

ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان زبانهای دري و پشتو را زبانهای رسمی افغانستان اعلام می‌کند و چنین می‌گوید: "از جمله زبان‌های پشتو، دری ، ازبکی ، ترکمنی ، بلوچی و پشّه یی ، نورستانی ،پامیری و سایر زبان‌های رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت می‌باشند. در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبان‌های ازبکی ، ترکمنی ، پشه یی ،نورستانی ، بلوچی و یا پامیری تکلم می‌نمایند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی می‌باشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم می‌گردد. دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرامهای موثر طرح و تطبیق می‌نماید. نشر مطبوعات و رسانه‌های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزادمی باشد."

 

 

 

 

به نقل از ويكي پديا

 

    .      www.dfiyouzat.com ::     

نامه آبراهام لينکلن به معلم پسرش


 

نامه آبراهام لينکلن به معلم پسرش

 

 

 

 

به پسرم درس بدهيد
او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد ة اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.

برگرفته از گروه اينترنتي hydroforum

 

 

 

      www.dfiyouzat.com ::    

 آموزش وپرورش ژاپن و ايران در يك نگاه

آموزش وپرورش ژاپن و ايران در يك نگاه

محمد رضا قرباني

اگر چه آموزش و پرورش ژاپن در گذشته از كشورهاي غربي بويژه ايالات متحده الگومي گرفت. اكنون خود به عنوان الگويي برتردر سطح جهاني مطرح شده است. در دو دهه اخير مطبوعات غرب بارها موفقيت ژاپن را در زمينه تعليم و تربيت ستوده است ودرمنابع درسي ژاپني ها نيز به عنواني چون ((در سهايي براي آمريكاييها )) بر خورد ميكنيم كه نشان دهنده سبقت گرفتن ژاپني ها در زمينه آموزش و پرورش است.

بعد از ايالات متحده ظهور اين كشور بعنوان دومين قدرت اقتصادي جهان نتيجه اصلاحات در آموزش و پرورش پوياي اين سرزمين است. مراكز پژوهشي وابسته وزارت آموزش و پرورش با مطالعه و تحقيق در آموزش وپرورش ساير كشورهاموفق و بررسي مشكلات آموزش و پرورش اين كشور امكان انجام اصلاحات مداوم و متناسب با زمان و مكان را فراهم مي آوردند.ديدگاه كلي مردم سرزمين آفتاب را مي توان در جمله اي كه در فرودگاه بين المللي ناريتا در توكيو نصب شده است خلاصه نمود. (( ما مي توانيم جهاني ترشويم ولي همچنان به سنتها وباورهاي خود پايبند بمانيم )) با توجه به  حضور دو ساله در سرزمين چشم بادامي ها و مطاله و تحقيق مستمر و پيگر در زمينه آموزش و پرورش اين كشور و مشاهدات و بازديدهاي فراوان ا ز نظام مدارس و دانشگاهاي مختلف و تاليف دو كتاب تحت عناوين ((آموزش ژاپن )) و (( ژاپن در يك نگاه )) نگارند ضمن قبول تمام كاستي هاي اين مقاله به خاطر بضاعت اندك علمي چكيده  اين تلاش را به صورت زير تقديم مي نمايد.

با توجه به مستندات و گزارشات ذكر شده در اين كت